بازاریابی محتوا یا بازارنیابی بی محتوا ؟

گاهی گمان می کنم عده ای از ما بازاریابی محتوا را  با بازارنیابی بی محتوا اشتباه می گیریم.

 

چرا اسم آن را بازارنیابی بی محتوا می گذارم؟

  • اول اینکه قرار است ما به کمک محتوا زندگی دیگران را غنا بخشیم. اما اغلب با تولید محتوایی ضعیف و نا شایسته وقت آنها را می کشیم. مگر نه این است که خود واژه content معنی دیگری با مفهوم “شادی” دارد و می بایست آخر کار مخاطب آن را با حس خوب و شاد ترک کند.

 

  • دوم اینکه اگر قرار است بازاریابی انجام دهد پس چرا بیشتر آدم را دلزده می کند؟ هر گاه کلمه بازاریابی را می شنوم بلافاصله آن حرف فیلیپ کاتلر یادم می آید که ” نیاز” مشتری با ” محصول” فرق دارد. مشتری مثلا به یک حفره نیم سانتی در دیوار نیاز دارد، خواه ما آن را با میخ برایش ایجاد کنیم خواه با دریل. میخ یا دریل محصول ما هستند. مشتری اما دنبال سرعت ، سهولت و ارزش است. به نظرم بخش عمده کسانی که قصد فروش کالا یا خدمتی را حداقل به خود من داشته اند، جز به فروش کالای خود ، به چیز دیگری که از قضا نیازِ منِ مشتری است فکر هم نمی کند. کجای این نگرش شبیه بازاریابی است؟ این بیشتر شبیه فراری دادن بازار است تا یافتن آن.

 

  • محتوا مفهومی از جنس پر کننده دارد. ولی نه هر پر کننده ای. محتوای راضی کننده با محتوای اعصاب خرد کن فرق دارد. آن که فکر می کند با برداشتن پست سایت دیگری و افزودن تنها یک پاراگراف دیگر به آن و کپی آن ، خلق ارزش می کند، کلا از مرحله پرت است.

 

  • به نظر من بازاریابی محتوا از جنس ” بودن” یا ” شدن” است نه ” داشتن”. اینکه محتوای ما چیستی منحصر به فرد و با امضای خودمان را داشته باشد با دزدی از هویت دیگران زمین تا آسمان فرق دارد.
بازاریابی محتوا یا بازارنیابی بی محتوا ؟
4 امتیاز از 2 رای

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *